archives

 

» June 2009

» March 2009

» December 2008

» August 2008

» May 2008

» April 2008

» March 2008

» February 2008

» January 2008

» November 2007

» September 2007

» July 2007

» June 2007

» May 2007

» April 2007

» March 2007

 

links

 

ERROR: Blogroll is currently inaccessible

 

 


گذری و نظری بر جامعه استرالیا



برای افرادی چون من که در کشورشان درک صحیحی از قانون «کپی رایت» وجود ندارد، یافتن نرم افزارهای مربوط به نگارش متن و ویرایش تصاویر در استرالیا کمی دردسرساز است. یعنی نسخه های غیرقانونی نرم افزار در اینجا به دلیل احترام به قانون مذکور بسیار کمیاب بوده و بابت خرید هر نرم افزار به طور متوسط باید مبلغی معادل 50 دلار پرداخت کرد. به همین خاطر علیرغم میل باطنی ام، نتوانستم زودتر از این از سفرم، مطلبی در سایت منتشر کنم.
اینجا استرالیاست. سرزمین کانگوروها و کوالاها. شهر ملبورن؛ دومین شهر بزرگ استرالیا و برترین شهر دنیا طی 4 سال گذشته که با وسعتی حدود 5 برابر تهران تنها 3 میلیون از جمعیت 22 میلیون نفری استرالیا را در خود جای داده است. آب و هوایی مطبوع با درجه حرارتی متوسط در تمام طول سال. به تعبیری زمستان و تابستان در اینجا معنایی ندارد. متغیر بودن درجه حرارت هرگز در حدی نیست که آزاردهنده باشد. اینجا تراکم جمعیت معنایی ندارد. سرانه فضای سبز چندین برابر استاندارد جهانی است! خیابان ها خلوت، مردم آرام و لبخند بر لب. ظاهرا از تمام غمهای شرقی جماعت به دورند. از دود، جمعیت انبوه، ساختمان های سیمانی درهم و لانه زنبوری، ترافیک همیشگی، تورم، گرانی و هزار معضل دیگر. معنای تامین اجتماعی در چنین مکانی جلوه می کند. امنیت اجتماعی را می توان به وضوح در جامعه دید؛ آنگاه که دختربچه ای 6 ساله همراه سگ خانگی اش یکه و تنها در جنگل های حومه شهر برای هواخوری قدم می زند، آنگاه که زنان و دختران بدون هرگونه مزاحمتی از سوی مردان تا دیرهنگام در خیابان ها و پارک ها و تفریح گاه های شهر تردد می کند و آنگاه که در هیچ خیابانی پلیس نمی بینی، چه از نوع راهنمایی و رانندگی و چه آگاهی و چه ارشاد و... اعتماد در جامعه ملبورن تجلی یافته است. به وضوح می توان آن را در روابط مردم دید. چه در حین ورود توریستی به این کشور با آن همه مقررات سخت گیرانه و چه در ارائه خدمات به شهروندان.
از سویی دیگر سفر به کشوری اساسا غربی تجربه ای تازه در شناخت و مقایسه جامعه خودمان ایران با این کشور شد.
یافتن تنها دلیل این همه اختلاف در وضعیت جوامع ایران و استرالیا شاید تلاش بی فایده ای باشد. نه من جامعه شناسم و نه این همه اختلاف معلول یک علت. ولی آنچه مسلم است نقش اساسی دولتمردان در بهبود شرایط اجتماعی است. در کشوری که قانون اساسی اش تفسیر به رای نمی شود و از آن بهره برداری های موضعی صورت نمی گیرد با تغییر دولتمردان مسیر حرکت کشور به سوی اهداف تغییر چندانی نمی کند. قانون اساسی که مورد قبول اکثر اعضای جامعه قرار گرفته و با نظارت نهادهای مردمی به شکلی صحیح از سوی دولتمردان به اجرا در می آید اصولا ثمری جز پیشرفت و ترقی دربر نخواهد داشت. لازم به ذکر است که همین اکثر افراد جامعه در استرالیا افرادی هستند که به دلیل پیگیری دولتمردان این کشور طی چند صد سال گذشته به بالاترین سطح سواد در بین کشورهای مشترک المنافع رسیده اند و باز هم به دلیل برخورداری از امکاناتی که دولمتردان در اختیارشان گذاشته اند به سطحی از فهم و شعور اجتماعی و سیاسی رسیده اند که گزینش هایی صحیح را انجام می دهند. حتی چنانچه گزینش صحیح صورت نگیرد، عملکرد تمامی اعضای مجلس و دولت از طریق ایجاد «وزرای سایه» از سوی نهادهای مردمی کنترل می شود. کوچکترین لغزش از اصول و مبانی اصلی قانون اساسی از طریق مطبوعات به جامعه منتقل می شود و دولت یا مجلس خود را پاسخگو می بیند.
چنین است که به راحتی می توان به ریشه هایی از چنین اختلافاتی در جامعه ایران و استرالیا دست یافت. در ایران که اکنون بسیاری از فرزندان ما از فراگیری سواد تا سطح دیپلم محرومند چه توقع که در گزینش ها درست عمل نمایند؟ چه انتظار که از فهم و شعور سیاسی – اجتماعی استانداردی برخوردار شوند؟ در کشوری که مطبوعات به هر دلیلی قادر به انعکاس اخبار و اطلاعات برخی موضوعات مهم کشور نیستند چگونه می توان رفتار و اعمال دولتمردان را کنترل کرد؟ چگونه می توان ضمن مطرح کردن شعار خصوصی سازی و کوچک کردن دولت، اقدام به انحلال نهادهای مردمی و ناظر جامعه نمود؟ چنانچه قرار باشد دولت ها خود بر خود نظارت کنند که دیگر جایی برای انتقاد و ارائه پاسخ نبود!
در استرالیا بخش عمده ای از وظایف دولت بر عهده NGO ها است؛ از ارائه خدمات به بیماران و ناتوانان جسمی گرفته تا رد کردن محصلان مدارس از خیابان و آموزش انگلیسی به مهاجران کشورهای دیگر و... معنای عملی این شعر فارسی «بنی آدم اعضای یک پیکرند» را در استرالیا می توان دید. دولت نه تنها از حضور این NGO ها بهره می برد بلکه سالانه بابت انجام بسیاری از امور کشور توسط سازمان های غیردولتی مبالغی هنگفت به آنها می پردازد. استرالیا کشوری است مهاجرپذیر. سالانه 120 هزار نفر به جمعیت این کشور از طریق مهاجرت افزوده می شود ولی نرخ رشد در حد تعادل است. بسیاری از این سازمان های غیردولتی سالانه کار آموزش، پناه دهی و ارائه انواع خدمات به این جمعیت انبوه مهاجر را متقبل می شوند. حسن رفتار دولت استرالیا در پذیرش این حجم انبوه از مهاجران و ارائه انواع تسهیلات ازجمله خانه، مقرری، بیمه درمانی و... مثال زدنی است. همنوع دوستی را در سیمای دولت و جامعه استرالیا می توان دید. فرقی نمی کند «جان هاوارد» نخست وزیر باشد یا «کوین راد» از حزب مخالف. قانون اساسی یکی است و کسی از آن تفسیر به رای نمی کند.
ساختار جامعه به شکلی تشکیل یافته که فاکتور نظم را در تک تک اجزای آن می توان دید. از رانندگی افراد گرفته تا قرار دادن زباله های خانگی در مخازن مربوطه. از رد شدن عابران پیاده از خیابان گرفته تا در صف خرید بلیط موزه ایستادن. همه جا می توان نظم، احترام به قانون، احترام به یکدیگر، احترام به طبیعت و حتی احترام به حیوانات را دید. شهروندان به چنان سطحی از رشد اجتماعی رسیده اند که درک برخی از اعمالشان برای مهاجران تازه وارد و توریست ها قابل باور نیست؛ آنجا که خود را موظف به تغذیه حیوانات وحشی چون پرندگان می دانند!



نظرات (1)

سلام
امیدوارم که سفر به خوشی تمام شده باشد. از مطلبت بر میومد که راضی هستی. البته سفری به این طولانی بیشتر از این می ارزید که درباره اش بیشت بنویسی...... به امید سفرهای بعدی. بدورد

ارسال نظر

لطفا نظر خود را اینجا بنویسید.