|
|
 |
بوشهر؛ گرم ولي دوستداشتني
پنجشنبه گذشته به دعوت خانه مطبوعات استان بوشهر، براي برگزاري كلاس آموزش گرافيك مطبوعاتي، سفري يك روزه به آن شهر داشتم. هرچند به دليل برگزاري كلاس، فرصت چنداني براي بازديد از شهر و چند لحظه درنگ در نوار ساحلي و چشم دوختن به درياي بيانتها و لختي انديشيدن دست نداد، ولي افتخار آشنايي و مصاحبت با دوستاني خونگرم، صميمي، مهربان و البته مطبوعاتي را پيدا كردم كه به انگارم بسيار باارزشتر از هر مقوله ديگري است. گويا ضمير و باطن ايشان نيز به تبع از گرماي آفتاب جنوب، گرم و دلنشين گشته. ميهماننوازي، انس، صميميت و سادگي، در عين اشتياق فراوان براي يادگيري و ترقي را در تكتك چهرههايشان ميتوانستم ببينم. برخي از دوستان صرفا براي حضور در كلاس ظاهرا از فاصله 200 كيلومتري به آنجا آمده بودند. چنان مجذوب مهرباني و رفاقتشان شده بودم كه حتي دوست نداشتم براي صرف ناهار، همراه رئيس خانه مطبوعات از آنجا خارج شوم. دوست داشتم ناهار را با هم ميخورديم. در آن گرما و رطوبت و بيشتر گپ ميزديم.
زندگي در تهران و درگيري با آن همه مشكلات شهرنشيني، روحيات انسان را مغشوش ميكند و چه لذتي دارد نديدن تزوير و ريا و درك دوباره سادگي و يكرنگي و صميميت!
تجربهام از شهرستانها و اوضاع حاكم در بخشهاي مختلف آن كم نيست ولي درخصوص بوشهر با آن همه منابع نفت و گاز كه عمده منبع درآمد كشور محسوب ميگردد بسيار جاي تاسف داشت. استاني با اين پتانسيل و تا اين حد محروم، لااقل در بخش مطبوعات! تاجايي كه حتي يك روزنامه هم در آن به چاپ نميرسد! هفتهنامهها هم به دليل استاني بودن و مشكلات مالي و... يكدست و يكنواختند. ظاهرا رقابت در جذب اندكي آگهي آنهم تنها براي ادامه حيات مطبوعه است و بس. دستمزدهاي پايين، عدم آموزشهاي لازم، در دسترس نبودن امكانات اوليه و... افت كيفيت و كميت را در مطبوعات آن استان به همراه داشته است. شنيدم بسياري از همكاران مطبوعاتي براي مدتها بدون دستمزد و بيمه و قرارداد و ... فقط و فقط براي به چاپ رساندن مطالبشان مينويسند.
خوشحالم از اينكه حداقل كمكي به اين جوانان مشتاق جهت صفحهآرايي بهتر مطبوعات استانشان كردهام و مشتاقم بازهم براي تكميل دوره آموزش بدانجا سفر كنم بيهيچ توقعي. صرفا آموزش به جواناني مشتاق و مستعد و تشنه فراگيري. جواناني همميهن، همكار و هم مسلك.
و لحظهاي درنگ بر شعار پوپوليستي دولت نهم در مورد حمايت از اقشار محروم در شهرستانها. پس كجاست امكانات و كمكهاي دولتي براي رونق مطبوعات و پرورش روزنامهنگاران حرفهاي در آن استان؟ آنچه من ديدم غير از اندكي، تمام خواستن و شدن عدهاي روزنامهنگار بوشهري بود، بدون حمايت عمده دولت. بر اين باورم كه نهتنها در بوشهر بلكه در جايجاي ميهنمان چنانچه بستر فعاليت اندكي فراهم شود، در آيندهاي نزديك شاهد ظهور شخصيتهايي كارآمد در عرصههاي مختلف اجتماعي خواهيم بود. به اميد آن روز.
|
|
نظرات (4)
سلام بزرگ استادم
من هنوز در حال و هوای کلاسم... هنوز به خودم می گم چرا این سوال را نپرسیدی و چرا این را بهتر نپرسیدی؟
شما با متانت خاصی که داشتید مرا شرمنده ی تمام ثانیه ها می ساختی... برایم افتخار است که در لینک های دوستانتان قرار گرفته ام!... مصاحبه قرار بوده امروز (یکشنبه) چاپ شود و چون از مرکز استان دورم و یک روز دیرتر در سایت می گذارند اطلاعی از چاپش ندارم ولی مطلبم را برایتان ایمیل می کنم (کاش اگر عجله ی سردبیر نبود اول خودتان می خواندید!) ولی جزو بیاد مانده ترین مصاحبه هایم شد...
مانا و شاد باشید
به امید دیداری نو و استفاده از دریای وجودتان!
Posted by محمد رحیمی زاده | June 11, 2007 1:31 AM
نوشته شده در June 11, 2007 01:31
سلام. اميدوارم كه خوب و سرحال باشيد. مصاحبه خوب شما را اين هفته در نسيم جنوب چاپ كرديم.
اميدوارم از دوباره شما را در بوشهر ببينيم.
لينگ مصاحبه شما
http://www.nasimjonoub.com/articles/article.asp?id=6639
Posted by يونس قيصي زاده | June 12, 2007 12:48 PM
نوشته شده در June 12, 2007 12:48
سلام
از لطف شما به استان بوشهر سپاس
کاش در آن جلسه بودم و می توانستم از تجربیات شما استفاده کنم اما به علت مشکلات نتوانستم حضور داشته باشم و به اندوخته های ناچیز خودم اضافه کنم ....امیدوارم بوشهر با آن گرمای طاقت فرسایش شما را ناخوش احوال نکرده باشد
Posted by شعرانی | June 14, 2007 2:04 PM
نوشته شده در June 14, 2007 14:04
سلام
آقاي سرخي حضورتان در بوشهر كمي تا قسمتي تاثير گذار بود و برخي نشريات پس از رفتن شما كمي تا قسمتي تغيير كردن
با مطلبي در خصوص خاتمي به روزم
Posted by حميد موذني | June 17, 2007 11:11 AM
نوشته شده در June 17, 2007 11:11