archives

 

» August 2008

» May 2008

» April 2008

» March 2008

» February 2008

» January 2008

» November 2007

» September 2007

» July 2007

» June 2007

» May 2007

» April 2007

» March 2007

 

links

 

 

 


!ميهن‌پرستي از نوع ايراني



ميهن‌پرستي از نوع ايراني!
اميد سرخي
روز شنبه 1/2/86 به دعوت يك جمع دانشجويي، عده‌اي از طرفداران فرهنگ و تمدن باستاني كشور به نشانه اعتراض به آبگيري سد سيوند واقع در تنگه بلاغي و تهديد آثار باستاني واقع در آن تنگه، مقابل ساختمان ميراث فرهنگي تجمع كردند. خبر تجمع را صبح همان روز در يكي از روزنامه‌هاي صبح به نقل از يك سايت اينترنتي خواندم كه البته خيلي دير بود!
در ابتدا تصورم بر آن بود كه جمع كثيري از هم‌ميهنان و دوستداران ميراث فرهنگي در اين مراسم به نشانه اعتراض شركت خواهند كرد. ولي فورا به خود يادآور شدم كه روحيه مشاركت مدني در جامعه ايران بنا به دلايلي چندان قوي نيست و اين بار نيز مانند ساير تجمعات، جمعيت چشمگيري شركت نخواهند كرد و همين هم شد! حتي جاي بسياري از همكاران روزنامه‌نگار خود را كه مدعي حفظ و نگهداري از ميراث فرهنگي‌مان هستند، خالي ديدم! هرچند اطلاع‌رساني ضعيف و ديرهنگام ميزبانان مراسم خود دليلي بر عدم حضور مردم بود، ولي نبايد بي‌تفاوتي بسياري از همشهري‌هايمان را كه پس از مشاهده جمعيت با تكان دادن دستي و لبخندي معنادار صحنه را ترك مي‌كردند، فراموش نمود. براستي بي‌تفاوتي به پيشينه فرهنگي و تمدن باستاني ريشه در چه چيزي دارد؟
نمونه اين بي‌تفاوتي‌ها در جامعه ما كم نيستند. به ياد داريم تجمعات زنان در ميدان هفت تير و همچنين مقابل دادسراي تهران. حقيقتا آيا تمام زنان فعال در زمينه حقوق زنان هم‌اينان بودند؟! كجا بودند ساير زناني كه ادعاي داشتن يدي طولا در فعاليت‌هاي حقوق بشري، زنان و مدني را دارند؟ و كجا بودند ساير هموطنان و همشهريان ايراني و تهراني‌مان زماني كه عده‌اي دانشجو به نشانه اعتراض به سياست‌هاي دولت درخصوص عدم حفظ و نگهداري ميراث فرهنگي، لب به اعتراض گشودند.
تعداد افراد حاضر در مراسم در اوج آن به جرات به 300 نفر مي‌رسيد. از همان آغاز مشخص بود كه با اين تعداد اندك قطعا جناب آقاي رئيس پاسخي نخواهد داد. هرچند جمعيت حاضر پس از عدم پاسخگويي ايشان با تغيير سمت‌وسوي شعارها بر خواسته خود تاكيد كردند، ولي طبيعي بود كه وقتي ايشان به اعتراض‌هاي مطرح شده در جريان سفرشان به تركيه و حضور در مجلسي با آن مشخصات! وقعي نمي‌نهد، صدالبته كه پاسخ اندكي دانشجو را نخواهد داد! ايشان كه اين روزها زمزمه اعزامشان به آمريكا به گوش مي‌رسد، طبعا سعي دارد روزهاي پاياني ماموريتش در سازمان حفظ ميراث فرهنگي، در سكوت و آرامش بگذرد و فرد جانشين نيز طبق سنت سياسي كشور تمام مشكلات را بر دوش فرد قبلي خواهد انداخت و از پاسخگويي شفاف طفره خواهد رفت. فرايندي كه سالهاست در كشور مشاهده مي‌كنيم.
حال فارغ از دغدغه عدم احساسات وطن‌پرستانه و ملي‌گرايانه در بين هموطنان، اندكي هم سخن دولت‌مردان نهم را نقد كنيم. ايشان كه با ترفند بازي با كلمات سعي در رفع تقصير از حوزه خود دارند، توجيهي اقتصادي را در مقابل تمام اعتراضات مردمي علم كرده‌اند. ايشان مي‌فرمايند احداث سد در تنگه بلاغي علاوه بر تامين آب كشاورزي، از بروز سيلاب‌هاي فصلي نيز جلوگيري خواهد كرد.
هرچند تامين رفاه عمومي براي تمامي هموطنان عزيزمان ازجمله وظايف دولتمردان بوده و هست ولي در مقابل بايد ديد در ازاي چنين رفاهي چه هزينه‌اي پرداخت مي‌شود و درواقع بايد بررسي شود كه در مقابل چنين دستاوردي چه چيزي را از دست خواهيم داد. به زير آب رفتن اين تنگه، عملا فعاليت‌هاي باستان‌شناسي را جهت كشف ساير آثار باستاني باقيمانده از تمدن‌هاي پيشين در آن نقطه را ناممكن خواهد كرد. فرسودگي و تخريب آرامگاه كوروش كبير به دليل آهكي بودن سنگ‌هاي بناي آن، يكي از قديمي‌ترين آثار باستاني جهان را كه مربوط به تمدن ماد است و مي‌تواند جهت رونق اقتصاد منطقه به يكي از بزرگترين منابع جذب درآمد از صنعت توريسم تبديل شود، نابود خواهد كرد. و پرسش اين است كه چرا دولتمردان نهم رونق اقتصاد منطقه را منوط به تخريب فرهنگ و تمدن باستاني كشور مي‌دانند ولي لحظه‌اي بر امكان برقراري همين رونق در صورت تبديل شدن به يك منطقه گردشگري، تامل نمي‌كنند؟ و به راستي آيا تمام معضلات اقتصادي كشور مرتفع گشته و حال نوبت به تنگه بلاغي و احداث سد سيوند رسيده است؟
و نبايد فراموش كرد واكنش سرد مجامع جهاني ذي‌ربط در اين قضيه را!! و سكوت معنادارشان را بايد كنكاش كرد!
شايد تقدير آن بوده كه اين ميراث باارزش به دست مردمي نيفتد كه قدرش را نمي‌دانند و حتي حاضر نيستند براي اعتراض به زير آب رفتنشان يكي- دوساعتي از وقت خود را صرف حضور در تجمعي اعتراض‌آميز كنند! پس همان به كه در اعماق آب‌هاي منطقه آرام گيرند و از تخريب فرسايشي و به غارت رفتن مصون مانند!



نظرات (3)

سلام مرسی که به من سر زدین. ولی به نظر من کار از کار گذشته و سیوند هم خیلی سیاسی شده

تركمن:

سلام استاد
اميدوارم كه حالت خوب باشد
استاد به خاطر مطالب زيبا و جالبتان متشكريم
راستي استاد عكس رو خودتون انداختيد ( عجب عكسي بود )

سلام
بنده قصد جسارت نداشتم
چقدرخشن......
:-(

ارسال نظر

لطفا نظر خود را اینجا بنویسید.