archives

 

» August 2008

» May 2008

» April 2008

» March 2008

» February 2008

» January 2008

» November 2007

» September 2007

» July 2007

» June 2007

» May 2007

» April 2007

» March 2007

 

links

 

ERROR: Blogroll is currently inaccessible

 

 


سازمان‌هاي غيردولتي و دولت نهم



هفته پيش انجمن روزنامه‌نگاران جوان، يكي از NGO‌هاي مطبوعاتي كه در دولت قبل عليرغم وجود محدوديت‌هاي فراوان و باتوجه به عدم‌برخورداري از اسپانسري قوي، حضوري قابل‌قبول در عرصه مطبوعات و جامعه داشت، پس از مدت‌ها ركود و درجا زدن مثل تقريبا تمام NGO‌هاي ديگر، جلسه‌اي را برگزار كرد. اين جلسه به دليل در اختيار نداشتن مكان مناسب مثل يك دفتر كار كوچك، در فضاي باز! آن هم در پارك لاله برگزار شد. شايد در اين برهه از زمان چيز عجيبي نباشد و خيلي از سازمان‌هاي غيردولتي ديگر نيز مثل انجمن روزنامه‌نگاران جوان جلسات خود را به‌ناچار در منازل، محل كار يا زير آسمان خدا برگزار مي‌كنند.
اين جلسه بهانه‌اي شد تا چندسطري درباره سياست‌هاي اجرايي اتخاذشده از سوي دولتمردان نهم درخصوص NGO‌ها و احزاب بنويسم.
***
اين روزها حال و روز NGO‌ها اصلا تعريفي ندارد. به لطف دولت نهم و برخورد با سازمان‌هاي غيردولتي تقريبا تمام آنها از ميدان به‌در رفته‌اند و برخي نيز مانند «كنشگران داوطلب» توقيف و پلمب شده‌اند و اندكي كه باقي‌مانده‌اند در دريايي از مشكلات مالي و غيرمالي دست‌وپا مي‌زنند. اتخاذ سياست‌هاي غيرقابل باور وزارت كشور درخصوص سازمان‌هاي غيردولتي و احزاب در نقطه مقابل سياست‌هاي وزارت كشور دولت خاتمي است. در دولت پيشين هرچند انتقادهايي به نحوه كمك‌هاي دولتي و اختصاص بودجه و اعطاي پروژه‌هاي اجرايي به NGO‌ها مطرح مي‌شد، ولي رواج تفكر مشاركت مدني خصوصا در بين روزنامه‌نگاران و جوانان قابل تحسين بود.
دولت نهم عليرغم مطرح كردن شعار خصوصي‌سازي و كوچك كردن دولت، ابتدا سعي در تحت‌اختيار و نظارت درآوردن كليه سازمان‌هاي غيردولتي نمود و پس از آن وزير محترم كشور ادعاي جايگزيني بسيج با احزاب در سطح كشور را مطرح نمود. اين دو مقوله از دو جهت قابل تامل است.
1-تجربه جهاني گواه مي‌دهد كه هرچه دولت‌ها دامنه اختيارات خود را در زمينه كنترل جامعه كمتر كنند و در مقابل سعي در پيوستن به جامعه جهاني نمايند و انجام امور را به خود مردم كشور واگذارند، ضمن تقويت سياست رقابت آزاد، ابتدا بهبود در نحوه ارائه خدمات و نهايتا جلب رضايت عمومي جامعه حاصل خواهد شد. كشورهاي توسعه‌يافته الگويي مناسب در زمينه احياي سازمان‌هاي غيردولتي‌اند. حمايت سازمان ملل و ارگان‌هاي زيرمجموعه آن از NGO‌ها و اعطاي كمك‌هاي مالي و انجام پروژه‌هاي مشترك با آنها شاهدي بر اين ماجراست.
ارتباط موجود در سطح NGO‌ها به دليل تبادلات فرهنگي و تجربي و انجام پروژه‌هاي مشترك خودبه‌خود سبب ارتقاء سطح كيفي جامعه مي‌گردد. امنيتي كردن فضا و تحت نظارت قرار دادن آنها عملا از رشد فرهنگي جامعه جلوگيري مي‌كند. نمونه‌هاي اين داستان هم بازجويي از روزنامه‌نگاران اعزامي به هر كشور خارجي و واردآوردن اتهامات عديده به آنها يا بازداشت اعضاي NGO‌ها تحت عناوين مختلف است.
2-تحزب و الزام وجود آن در سطح جامعه از ويژگي‌هاي جوامع دموكراتيك است. انحصار و در اختيار داشتن تمام امور جامعه و سپردن نقش احزاب به گروهي مشخص از افراد جامعه با ويژگي‌هاي شناخته‌شده و جانبداري محض از جرياني خاص هرگز در عمل به بهبود و تثبيت اوضاع اجتماعي جامعه كمك نخواهد كرد. تحزب و اتكا به آراي عمومي معياري قوي در بخش جوامع مدني است. همگي به خوبي‌ مي‌دانيم كه احزاب در ايران در حال حاضر نقش چنداني در تغييرات اجتماعي ندارند، زيرا به عقيده نگارنده، احزاب كشور نه‌تنها تعريف درستي به لحاظ تشكيلات دروني ندارند و از چارت سازماني درستي برخوردار نيستند بلكه به دليل عدم ارتباط با بدنه جامعه و همچنين عدم شناخت توانايي‌هاي آنها از سوي مردم، نتوانسته‌اند نقشي اساسي در سطح كشور ايفا نمايند. حال انحلال چنين NGO‌ها و احزاب كمرشكسته‌ و قطع يارانه و جايگزين كردن آنها با جرياني ديگر و تحت اختيار گرفتن آنها چه دردي را از دولت دوا مي‌كند بر ما پوشيده است؟



نظرات (1)

علي اكبرتركمن:

باسلام خدمت استاد معزز
ضمن عرض تبريك سال نو اميدوارم هميشه در همه مراحل زندگي موفق و پيروز باشيد
كاش مي‌شد ‌بيشتر ملاقاتت ميكردم
ياد روزهاي صاحب قلم ( بي‌صاحب قلم ) بخير

ارسال نظر

لطفا نظر خود را اینجا بنویسید.